تبلیغات
دفـاع مـقدس - مصاحبه با رزمنده زن دفاع مقدس
  • نظرسنجی

    » شما با انتشار چه موضوعاتی بیشتر موافقید؟

  • دفـاع مـقدس

    زنده نگه داشتن یاد شـــــهدا کمتر از شــــــهادت نیست . "مقام معظم رهبری"

  • درباره ما

    باسلام...من محدثه قلی زاده دانش آموز مدرسه احمدی روشن فردیس هستم...
    این وبلاگ را با هدف آشنایی بیشتر دانش آموزان و عموم مردم با ناگفته ها و روایات دفاع مقدس طراحی کردم و هدفم از انتخاب این نوع قالب آشنایی با شهیدان دفاع مقدس به صورت کلی و خلاصه در حد چند خط بود.
    از تمام عزیزانی که درباره مطالب و یا کل وبلاگ انتقادات و پیشنهاداتی دارند تقاضای ارسال این نظرات به ایمیل فوق دارم تا در جهت بهبود وبلاگ مورد استفاده قرار گیرد.
    تماس با من: amintis.1396@gmail.com
    ID تلگرام شخصی مدیر: amingh_v@

  • مصاحبه با رزمنده زن دفاع مقدس

    نویسنده: محدثه قلـی زاده | یکشنبه 29 مهر 1397 ساعت 12:21 ب.ظ

    مصاحبه ای جذاب و خواندنی با خانم موسوی رزمنده زن دوران دفاع مقدس
    زنان حماسه ساز در دفاع مقدس

    برای دسترسی به این مصاحبه به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
      لطفا خودتان را معرفی کنید ؟

    فاطمه موسوی هستم متولد 25 اذر 1344 . در شهر شیراز در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدم و فرزند دوم خانواده هستم،2 فرزند دارم ، و در حال حاضر دانشجوی رشته روابط عمومی دانشکده خبر شیرازم.


       چه شد که به فکر رفتن به جبهه جنگ افتادید ؟ و در کدام منطقه عملیاتی بودید ؟
    وقتی حال و هوای جنگ در گرفت، من و چهار نفر از دوستانم در انجمن اسلامی دبیرستان و بچه های مکتب تصمیم گرفتیم به جبهه اعزام شویم؛ ولی مانع از حضور ما در جبهه شدند، چون هم مجرد بودیم وهم اینکه تخصص خاصی نداشتیم، با اینکه دوره امدادگری و انتقال خون را فراگرفته بودیم ولی چون متاهل نبودیم اجازه ندادند.  شاید برای شما خنده دار باشد ولی بخاطر همین من و دوستانم تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم تا بتوانیم نیروی کمکی در جبهه باشیم. البته تقدیر و خواست خداوند بر این شد که فقط چند نفر از ما به این سعادت دست بیابیم .البته بنده هم با سختی ها وماجراهایی روبرو شدم و با تغییر درروش زندگی و خواسته هایم توانستم به این آرزو تحقق بخشم و خودم را به جبهه برسانم ،البته ماجرای آن مفصل است. بعد از ازدواج به منطقه عملیاتی آبادان کوچ کردیم و به قول دوستم پرستوها زائر میشوند ،من هم با تمام شوق و اشتیاق به دیار عاشقان پا گذاشتم.

     
    چند سال در جبهه فعالیت داشتید ؟ و طی چه سال هایی بود ؟
     
    بنده اسم این حضور را فعالیت نمیگذارم ، بودند عزیزانی که اگر فعالیت آنها نبود جبهه لنگ وجودشان میشد. بودن من در کنار همسرم  در آن شرایط هم دل خودم را راضی کرده بود و هم همسرم ازاینکه امرازدواج را انجام داده بود با روحیه ای بهتر به استقبال خطرات میرفت و میجنگید. بنده از اواسط 61 تا آخر سال چند مرحله در آبادان حاضر بودم و بعد از آن تا اواخر سال 63 در آنجا بودم.


     
    آیا خانواده تان راضی بودند که به جبهه بروید ؟ آیا کسی از خانواده تان در جبهه جنگ حضور داشتند ؟

    البته  که برایشان سخت بود و بسیار ناراحتی میکردند و این در صحبتهای تلفنی و نامه های عزیزانم مشهود بود ، اما به خواسته هایم احترام میگذاشتند و مخصوصا مادرم با اشک و زاری مرا به بازگشت از آبادان به آغوشش  فرا می خواند.مخصوصا بعد از اینکه خودشان برای دیدنم به آبادان آمدند و یک هفته ای در کنارمان بودند و وضعیت همیشه قرمز و کوبیدن دایمی منطقه را توسط دشمن مشاهده کردند.و اما حضور و سرکشی های خانواده ام  ، اقوام ، خویشان و مخصوصا رزمنده های فامیل ،بله بودند از فامیل که در جبهه حضور داشتند. پدرم راننده ماشین سنگین در یک شرکت بودند  که به واسطه بسیجی بودن ایشان  برای آوردن بار به جبهه ها اعزام میشدند ،برادرم هم که سرباز شدند شش ماه در جبهه های غرب خدمت کردند از فامیل چند تن به شهادت رسیدند و چندین تن هم  از جانبازان و اسرای عزتمند کشورمان هستند. نشان افتخار خدمتگذاری بر سینه بیشتر مردم  ایران چشم  دشمنان را کور کرده است.

     
      درمدتی که در جبهه حضور داشتید چه کارهایی انجام می دادید ؟

    چند ماهی هیچ کاری جز خانه داری ،همسرداری و مطالعه  نداشتم  ولی بعد از آشنا شدن با دوستان و اقوام خودم و همسرم  به کار آشپز خانه  جبهه رفتم  و بعد از آن به امداد گری و حتی شرکت در کلاس های بسیج و هر کاری اون روزها میشد یک خانم انجام دهد. قابل توجه دختران و زنان امروزی  که زنان آن دروره کارهای سخت را به آسانی انجام میدادند.

      بهترین و بدترین خاطره تان را از این دوران بگویید ؟

    میتونم قسم بخورم شیرین ترین خاطره همین رفتنم به شهر آبادان بود اون روزی که وارد شهر شدیم دقایق و لحظاتی بود که هرگز طعم شیرینش از دلم نمیرود و بد ترین خاطره ام همه ی درد کشیدن ها و جان دادن هایی بود که  گاهی هم بین آنها دوستان و عزیزانمان بودند.. البته بدترین خاطره ام این بود که جامانده بودم برایم بد ترین بود...به قولی ...مارایت الا جمیلا  به آن زمان که فکر میکنم مفهوم این سخن عمه جان حضرت زینب سلام الله علیه را کمی درک میکنم همین...

      نظر مردم آن زمان در مورد حضور زن در جبهه جنگ چه بود ؟

      کلا مردان غیور ما راضی به حضور ما در آن مناطق نبودند ولی این خانم ها بودند که اصرار داشتند میخواهیم  نقشی داشته باشیم و زنان ما که درس در مکتب اسلام و عاشورا خوانده بودند اقتدا به حضرت   فاطمه  زهرا سلام الله علیه وحضرت زینب سلام الله علیه و دیگر زنان آزاده این مکتب خود را سهیم دراجر این طریق الهی  و رهسپاری در راه  دشوار دفاع مقدس کردند.

     
      در مدت حضورتان در جنگ با نیرو های دشمن برخوردی داشته اید ؟

     بله ، اما نه به این صورت که در رزم روبرو شوم. در بیمارستان چند بار با اسرای مجروح برخورد داشتم  و میدیدم که دشمن چگوه اسیر مهربانی و رفتار و برخورد خدا پسندانه این ملت شده است . چند بار هم با ستون پنجم  روبرو شدم ،دشمنان این مرز و بوم یکی دوتا نبودند و نیستند ، دشمنان همه از هر ملیتی و هر صنفی  با تمام قوا به ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد این جنگ شده بودند.

      بهترین دوست و همرزم شما در آن دوران که بود ؟
     الحمد الله دوستان زیادی داشتم و هنوزم چندین دوست از آن زمانها دارم که دیدارشان روحم را ارام میکند اما در میان آن همه گل خداوند لیاقت داد چند صبایی با دو شهیده والا مقام آشنا شوم. یکی خواهر مریم فراهانی از بچه های آبادان و دیگری نسرین افضل بود که همیشه بنده به این دو عزیز به چشم استاد اخلاق نگاه میکردم...و چه زود بهار این آشناییها به خزان جدایی رسید.


    اگر بار دیگر دشمن قصد تجاوز به ایران را داشته باشد شما باز هم برای دفاع می روید ؟

     چرا که نه!!!؟؟؟
    مسلما اگر جانی در بدن داشته باشم هر وقت که نیاز باشد برای دفاع آماده ام.


    زنان دوران جنگ با زنان امروزی چه تفاوت هایی دارند ؟

    تفاوت که بسیار است. اما هستند هنوز بانوانی که مثل زنان آن زمان فکر کنند و دغدغه هایی آنچنانی داشته باشند .اینکه زنان امروزی چرا تفاوت دارند بحثی مفصل است و گاهی این تفاوت ها از زمین است تا آسمان ، شاید هم خدای نکرده اگر باز موقعیت گذشته پیش آید ؛ همین زنان امروزی متحول گردند و به اصل خود و نقش خود واقف شوند. اما  باید تلاش کنیم تا به بانوی امروزی نقش اصلی و واقعی اش را نشان دهیم؛همراهیش کنیم ؛ و راه و مسیر را هر چه روشن تر به او بشناسانیم.


    دولت چه امکاناتی برای شما که زحمات زیادی در جبهه ها کشیده اید فراهم کرده است ؟ آیا در این زمینه پیشنهاد یا انتقادی دارید ؟

     کاش این سوال رو نمیکردین....بنده و امثال بنده  و خانواده ام هرچند گاهی مورد لطف مردم و شاید به ندرت مورد لطف مسئولی قرار گرفته ایم ،اما هدف ما این بوده که برای دغدغه های رهبری و استحکام اسلام و دین و میهنمان تلاش و فعالیت کنیم. اما هیچ وقت دلم نمیخواست ببینم فرزند شهید و جانبازی برای کوچکترین و کمترین کاری که میتوان برای آنان انجام داد اینقدر درخواست کنند... دلم میخواهد همچنانی که جدم میخواستند قبل از درخواست فرزندان شهدا و جانبازان ،ما ،یعنی مسئولین و مردم درخواست انها را فراهم کرده بودند.
    البته همیشه اعلام کردم و سعی کردم شاید تنها با صحبت، دل این بچه ها را به دست بیارم و تسکینی برغمهایشان بشوم.

    نظرتان در مورد جنگ هایی که توسط غربی ها در کشور های اسلامی انجام می شود چیست ؟ و چه هدفی دارند ؟

    فکر کنم این سوال شما از سر سیاسی بودن فعالیت بنده در فضای مجازی نشات گرفته است...خوب توفیقی است که بشود حرف دل و برداشتم را شاید ناقص بازگو کنم.
    به نظرم صحبتهای حضرت آقا باید یک راهنما و جهت یاب کامل باشد. که ایشان بارها و بارها تاکید فرمودند دشمنان هدفشان این است که اسلام نباشد،و آن هم تنها با تفرقه و جدایی و از بین بردن وحدت مسلمین است که به دست می آید..اگر مسلمین وحدت خود را حفظ کنند و با این آتش افروزیها خوب و صحیح برخورد کنند و البته تلاش کنند ازراهنمایی گرفتن از رهبری؛شناخت وآشنایی با راهکارهایی که ایشان برای درهم شکستن توطئه دشمنان ارائه میدهند ؛تا روشنگری در تمام زمینه هایی که دشمن را بهتر به مردم خود بشناسانند. ان شالله  اگر اینطور حرکت و عمل کنند موفق خواهند بود.
     
    حرف پایانی


    ان شالله ی روز حرف پایانی ام شهادت به رسالت جدم و امامت مولایم باشد
    اما تمام حرفهایم خلاصه شده در اینکه سعی کنیم جوینده باشیم ؛سازنده باشیم؛تا یک روز ان شالله.... یابنده باشیم...یک انسان به تمام معنا الهی شویم.

    دعا کنید توشه ای به دست بیاوریم و به هوای سر کویش پرو بالی بزنیم...
    منبع: جنگ و زن

    سوال نظر سنجی این مطلب :
    آیا با مصاحبه با افرادی که از جنگ تحمیلی خاطرات و تجربه های مفیدی دارند، موافق هستید؟
    لطفا در قسمت نظرات پاسخ خود را وارد کنید.
  • شهید محسن وزوایی

    محسن وزوائی در ۵ مرداد ماه ۱۳۳۹ در تهران متولد شد.
    در سال ۱۳۵۵ به دانشگاه راه یافت و در رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف مشغول به تحصیل شد.
    محسن وزوایی پس از شرکت در عملیاتهای متعدد به خصوص بیت المقدس سرانجام در ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ در عملیات الی بیت المقدس هنگام هدایت نیروهایش بر اثر اصابت گلوله و ترکش به شهادت رسید.

    فرازی از وصیت نامه شهید محسن وزوایی

    این امت باید بداند از بزرگترین خطراتى که انقلاب را تهدید مى کند، آفت نفوذ خطوط انحرافى در خط اصلى انقلاب یعنى همانا خط امام است؛ پس خط امام را دنبال کنید و امام را تنها نگذارید که نمى گذارید. شما امت مسلمان ایران در تاریخ جهان نمونه هستید.

    صفحه نخست
  • شهید محمد ابراهیم همت

    ابراهیم همت درسال ۱۳۳۴، در شهر قمشه اصفهان، به دنیا آمد
    وی در سال 1352 دیپلم گرفت و در کنکور سراسری شرکت کرد. عدم موفقیت ابراهیم در ورود به دانشگاه نتوانست خللی در اراده او به وجود آورد. در همان سال، پس از قبولی در امتحانات ورودی «دانشسرای تربیت معلم اصفهان» برای تحصیل عازم این شهر شد.
    محمدابراهیم همت 17 اسفند سال 1362 در جزیره مجنون به شهادت رسید.

    فرازی از وصیت نامه شهید ابراهیم همت

    من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه كه از خدا بازم می دارد متنفرم

    صفحه نخست
  • شهید مهدی باکری

    مهدی باکری در سال 1333 در شهرستان میاندوآب در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد.
    پس از پیروزی انقلاب و به دنبال تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت این نهاد درآمد و در سازماندهی و استحکام سپاه ارومیه نقش فعالی را ایفا کرد.
    مهدی باکری در عملیات والفجرمقدماتی و والفجر یک، دو، سه و چهار با عنوان فرمانده لشکر عاشورا، به همراه بسیجیان غیور و فداکار، در انجام تکلیف و نبرد با متجاوزین، آمادگی و ایثار همه‌جانبه‌ای را از خود نشان داد.

    فرازی از وصیت نامه شهید مهدی باکری

    یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالیكه از من راضی نباشی. ای وای كه سیه‌ روز خواهم بود. خدایا كه چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی. هیهات كه نفهمیدم. خون باید میشد و در رگهایم جریان می‌یافت و سلول‌هایم یا رب یا رب می‌گفت. خدایا قبولم كن. یا اباعبدالله شفاعت.

    صفحه نخست
  • شهید حسین خرازی

    حسین خرازی سال ۱۳۳۶ در اصفهان متولد شد.
    شهید حسین خرازی این سردار رشید سپاه اسلام در جریان عملیات بزرگ و غرورآفرین کربلای 5 در حالی که فرماندهی «لشکر 14 امام حسین(ع)» را برعهده داشت، در 8 اسفند 1365در اثر اصابت ترکش به قلبش، به فیض عظمای شهادت نائل آمد .

    فرازی از وصیت نامه شهید حسین خرازی

    ... از مردم می‌خواهم که پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم که آن‌ها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا کنند و از خدا می‌خواهم که ادامه‌دهنده راه آن‌ها باشم. آنهایی که با بودن‌شان و زندگی‌شان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند.

    صفحه نخست
  • شهید محمد بروجردی

    محمد بروجردی در سال 1333 در روستای «دره گرگ» از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد.
    محمد بروجردی اول خرداد 1362 در حالی که با عده‌ای دیگر از همرزمانش در مسیر جاده مهاباد، نقده حرکت می‌کردند بر اثر انفجار مین به آرزوی دیرینه‌اش رسید و به فوز عظیم شهادت نایل آمد.

    فرازی از وصیت نامه شهید محمد بروجردی

    وجود امام امروز برای معیار است. راه او راه سعادت و انحراف از راهش خسران دنیا و آخرت است و من با تمام وجود این اعتقاد را دارم که شناخت و مبارزه با جریانهایی که بین مسلمین سعی در به انحراف کشیدن انقلاب از خط اصیل و مکتبی آن را دارند به مراتب حساستر و سخت‌تر از مبارزه با رژیم صدام و آمریکاست.

    صفحه نخست
  • شهید احمد کشوری

    ‌اح‍م‍د ک‍ش‍ور‌ی‌ ت‍ی‍ر م‍‍اه‌ ۱۳۳۲، در خ‍‍ان‍و‌اده‌‌‌ا‌ی‌ م‍ت‍وس‍ط در ف‍ی‍روزک‍وه‌ چ‍ش‍م‌ ب‍ه‌ ج‍‍ه‍‍ان گ‍ش‍ود.
    و‌ی‌ پ‍س‌ ‌از ‌اخ‍ذ دی‍پ‍ل‍م، ‌آم‍‍اده‌ ورود ب‍ه‌ د‌ان‍ش‍گ‍‍اه‌ ش‍د اما به ‌ع‍ل‍ت‌ ف‍ق‍ر م‍‍ال‍‍ی‌ و ‌ه‍زی‍ن‍ه‌ ‌س‍ن‍گ‍ی‍ن‌ د‌ان‍ش‍گ‍‍اه، ‌از ورود ب‍ه آن ب‍‍ازم‍‍ان‍د و در س‍‍ال‌ 1351، و‌ارد ‌ارت‍ش‌ (‌ه‍و‌ان‍ی‍روز) ش‍د.
    ش‍‍ه‍ی‍د س‍رل‍ش‍گ‍ر خ‍ل‍ب‍‍ان‌ ‌اح‍م‍د ک‍شور‌ی‌ 15 ‌آذر سال 1359، در ح‍‍ال‍‍ی‌ ک‍ه‌ ‌از ی‍ک‌ م‍‍ام‍وری‍ت‌ ب‍س‍ی‍‍ار م‍ش‍ک‍ل، ‌ام‍‍ا پ‍ی‍روز ب‍‍ازمی‌گ‍ش‍ت، در ‌ای‍لام‌ (م‍ن‍طق‍ه‌ م‍ی‍م‍ک‌ - دره‌ ‌ب‍ی‍ن‍‍ا) م‍ورد ح‍م‍ل‍ه‌ م‍زدور‌ان‌ ب‍‍ع‍ث‍‍ی‌ ق‍ر‌ار گ‍رف‍ت‌ و در ح‍‍ال‍‍ی‌ ک‍ه‌ ‌ه‍ل‍ی‍ک‍وپ‍ت‍رش‌ در ‌اث‍ر ‌اص‍‍اب‍ت‌ ر‌اک‍ت‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ دو ف‍رون‍د م‍ی‍گ‌ ‌ع‍ر‌اق‍‍ی‌ ب‍ه‌ ش‍دت‌ م‍‍ی‌ س‍وخ‍ت‌، ‌آن‌ ر‌ا ت‍‍ا م‍و‌اض‍‍ع‌ خ‍ود‌ی‌ ‌ه‍د‌ای‍ت‌ ک‍رد و ‌آن‌ گ‍‍اه‌ در خ‍‍اک‌ وطن‌ س‍ق‍وط ک‍رد و ب‍ه‌ ‌آرزو‌ی‌ دی‍ری‍ن‍ه‌ ‌اش‌ رس‍ی‍د و ش‍رب‍ت‌ ش‍‍ه‍‍ادت‌ ر‌ا م‍رد‌ان‍ه‌ س‍رک‍ش‍ی‍د.

    فرازی از وصیت نامه شهید احمد کشوری

    امام را تنها نگذارید.
    فراموش نكنید كه شهیدان نظاره گر كارهای شمایند.
    ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم.
    موجیم كه آسودگی ما عدم ماست

    صفحه نخست
  • شهید علی‌اکبر شیرودی

    خلبان علی‌اکبر قربان شیرودی در دی‌ماه ۱۳۳۴ در روستای بالا شیرود از توابع شهرستان تنکابن در خانواده‌ای کشاورز و متدین دیده به جهان گشود.
    شیرودی پس از چند هزار مأموریت هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی در دنیا و نجات یافتن از ۳۶۰ خطر مرگ سرانجام در آخرین عملیات پروازی خود (۸ اردیبهشت ۱۳۶۰) در منطقه بازی دراز، هنگامی که عراق لشکری زرهی با ۲۵۰ تانک و با پشتیبانی توپخانه و خمپاره‌انداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی، برای بازپس‌گیری ارتفاعات «بازی دراز» به سوی سرپل ذهاب گسیل داشته بود، به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و به شهادت رسید.

    فرازی از وصیت نامه شهید شیرودی

    هنگامی که پرواز می کنم احساس می کنم همچون عاشق به سوی معشوق خود نزدیک می شوم و در بازگشت هرچند پروازم موفقت آمیز بوده باشد، مقداری غمگین هستم چون احساس می کنم هنوز خالص نشده ام تا به سوی خداوند برگردم.

    صفحه نخست
  • شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری)

    غلامحسین افشردی که با نام حسن باقری نیز شناخته می‌شود اسفند سال ۱۳۳۴ در شهر تهران دیده به جهان گشود.
    او در زمستان سال 1361 وقتی در جبهه فکه مشغول شناسایی منطقه دشمن و آماده‌سازی عملیات بعدی بود، در سنگر دیده‌بان مورد اصابت گلوله خمپاره عراقی‌ها قرار گرفت و به شهادت رسید.

    فرازی از وصیت نامه شهید حسن باقری

    ... فعلاَ انقلاب ما همچون تیر زهرآگینی برای همه مستکبرین درآمده است و یاوری برای همه مستضعفین جهان ...
    ... ما با هیچ دولت و کشوری شوخی نداریم و با تمام مستکبرین جهان هم سرجنگ داریم و در این هدف جنگ با صدام یزید مقدمه است ...

    صفحه نخست
  • شهید مصطفی چمران

    مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولک متولد شد.
    وی با شروع جنگ به اهواز رفت و ستاد جنگ‌های نامنظم را بنیان‌گذاری کرد. از دیگر کارهای مهم وی ایجاد هماهنگی بین نیروهای ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. مصطفی چمران در سی و یک ام خرداد ماه ۱۳۶۰ در مسیر دهلاویه-سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پشت سرش به شهادت رسید .

    فرازی از وصیت نامه شهید مصطفی چمران

    ... به خاطر عشق است که فداکاری می‌کنم.
    به خاطر عشق است که به دنیا با بی‌اعتنائی می‌نگرم و ابعاد دیگری را می‌یابم.
    به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می‌بینم و زیبائی را می‌پرستم.
    به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم، او را می‌پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم.
    عشق هدف حیات و محرک زندگی من است.
    زیباتر از عشق چیزی ندیده‌ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته‌ام.

    صفحه نخست
  • شهید عبد الحسین برونسی

    شهید والا تبار عبد الحسین برونسی در سال 1321 در روستای گلبوی کدکن تربت حیدریه چشم به جهان گشود .
    در ساعت 11 صبح روز 23 اسفند 1363 با اصابت ترکش خمپاره به بدن مطهرش ، مرثیه سرخ معراج را نجوا کرد و به مقام قرب الهی نائل آمد.

    فرازی از وصیت نامه شهید عبد الحسین برونسی

    ای جوانها، ای انسانها! به این قرآن توجه كنید كه با ما چقدر دارد روشن حرف می‌زند و به روشنی به ما بیان می‌كند، بیایید تجارت در راه خدا كنید و از این تجارت چهار روز دنیا دست بكشید. چه معامله‌ای بالاتر از اینكه خدا خریدارش باشد.

    صفحه نخست
  • شهید حسن طهرانی‌ مقدم

    حسن طهرانی مقدم ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در محله سرچشمه تهران متولد شد.
    شهید بزرگوار حاج حسن طهرانی‌مقدم پس از پایان دوره تحصیلات متوسطه در رشته صنایع(برش قطعات صنعتی) در مقطع فوق دیپلم مدرسه عالی تکنیکیوم نفیسی پذیرفته شد.
    حسن طهرانی مقدم در سال 1358، در مقطع لیسانس رشته مهندسی صنایع پذیرفته و به اخذ مدرک مهندسی در این رشته موفق شد.
    سردار حسن طهرانی‌مقدم تا روز آخر عمر نیز به عنوان مسئول سازمان خودکفایی سپاه در ایجاد یک توان علمی و دانشی پایه و زیر بنایی مشغول کارهای علمی و تحقیقاتی بود و در روز شهادتش (21 آبان 1390) در پادگان امیرالمومنین(ع) شهرستان ملارد در حالی که برای آزمایش موشکی، آماده می‌شد، بر اثر انفجار زاغه مهمات، به یاران شهیدش (احمد کاظمی، حسن شفیع زاده، حسن غازی،‌ غلامرضا یزدانی، علیرضا ناهیدی، مصطفی تقی‌خواه و ...) پیوست.

    فرازی از وصیت نامه شهید حسن طهرانی‌ مقدم

    هر وقت به یاد من افتادید برای شادیم یاد و ذکر اهل بیت (ع) و ذکر مصیبت آقا اباعبدالله و ائمه اطهار(ع) نمائید.

    صفحه نخست
  • شهید عباس بابایی

    عباس بابایی، در سال ۱۳۲۹ در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود.
    وی دوره ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۴۸، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد.
    تیمسار عباس بابایی صبح روز پانزدهم مرداد ماه سال 1366 مصادف با روز عید قربان همراه یکی از خلبانان نیروی هوایی (سرهنگ نادری) به منظور شناسایی منطقه و تعیین راه کار اجرای عملیات، با یک فروند هواپیمای آموزشی اف-۵ از پایگاه هوایی تبریز به پرواز درآمد و وارد آسمان عراق شد. وی پس از انجام دادن مأموریت، به هنگام بازگشت، در آسمان خطوط مرزی، هدف گلوله‌های تیربار ضد هوایی قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله به شهادت رسید.

    فرازی از وصیت نامه شهید عباس بابایی

    همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد.
    ملیحه جان همانطوری که میدانی احترام مادر واجب است . اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت می شود مادراست که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش می باشد. . .

    صفحه نخست
  • شهید مهدی زین الدین

    سال 1338 ه ش در كانون گرم خانواده‌ای مذهبی، متدین و از پیروان مكتب سرخ تشیع، در تهران دیده به جهان گشود.
    در ۲۷ آبان ۱۳۶۳ مهدی زین الدین همراه با برادرش به منظور شناسایی منطقه از کرمانشاه به سوی سردشت در حال حرکت با گروه‌های مسلح جدایی طلب درگیر شده و به درجه رفیع شهادت نائل شد.

    فرازی از وصیت نامه شهید مهدی زین الدین

    اولین شرط لازم برای پاسداری از اسلام، اعتقاد داشتن به امام حسین(ع) است. هیچ کس نمی‌تواند پاسداری از اسلام کند در حالی که ایمان و یقین به اباعبدالله‌الحسین(ع) نداشته باشد. اگر امروز ما در صحنه‌های پیکار می‌رزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستیم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته که به دست شما رزمندگان و ملت ایران، اسلام در جهان پیاده شود و زمینه ظهور حضرت امام زمان(عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسین(ع) است.

    صفحه نخست
  • شهید مصطفی احمدی روشن

    شهید مصطفی احمدی روشن در 17 شهریور سال 1358 در روستای سنگستان استان همدان متولد شد.
    این مرد الهی در 21 دی 1390 پس از خروج از منزل در ساعت ۸:۳۰ صبح توسط یک موتورسیکلت سوار با چسباندن یک بمب مغناطیسی در خیابان گل نبی تهران، میدان کتابی ترور شد.

    فرازی از وصیت نامه شهید مصطفی احمدی روشن

    چرا نمی‌دانید که بزرگ‌ترین نعمت را خدا به ما داده است که در حکومتی الهی زندگی می‌کنیم به رهبری ولایت فقیه. گوشتان را باز کنید و بشنوید سخن،‌ سخن‌گوی آمریکایی که گفت:‌ "اگر ما جایگاهی به‌عنوان ولی فقیه را بر زورق تردید بنشانیم بزرگ‌ترین بار را از دوش خود برداشته‌ایم" آیا حالا اگر کسی با این اصل مخالفت دارد جیره خور امریکا نیست؟

    صفحه نخست